من پارک قفس پرندگان
جمعه 17 شهریور ماه 91 من و مامان زهره و بابا مجید رفتیم پارک ملت.
ظهر حوال ساعت 1 توی پارک بودیم ابتدا رفتیم قفس پرندگان رو دیدیم بعد هم رفتیم زیر انداز رو پهن کردیم و
من ناهار خوردم و از اونجاییکه هوا خیلی خیلی خوب بود زنگ زدم و با اصرار مامان بدری و بابابزرگ و دایی
محمد رو کشوندیم پارک!
البته به نفع مامانی و بابایی هم شد چون اونها ناهار نداشتند
و جاتون خالی مامان بدری جون لوبیا پخته
بود،آخ چه لوبیا پلویی








من پارک قفس پرندگان 